تازه های سایت

5. خرداد 1397 - 8:23
به مناسبت فرارسیدن سالروز آزاد سازی خرمشهر و عملیات غروزآفرین بیت المقدس، با سرهنگ پاسدار و بازنشسته غلامحسین نجات بخش از رزمندگان هم استانی که در این عملیات بزرگ حضور داشتند هم صحبت شده ایم و پای خاطرات زیبا و شنیدنی وی نشستیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بویرخبر؛ رزمندگان استان کهگیلویه وبویراحمد رشادت های زیادی در جنگ از خود نشان دادند بگونه ای که در هر عملیات موفقی ردپای شیرمردان این استان دیده می شد، همانگونه که در عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر، رزمندگان زیادی از جای جای این استان حضور داشتند و نقل رشادت ها و فداکاری هایشان هنوز که هنوز است بر سر زبانهاست.

استان کهگیلویه وبویراحمد در مجموع تعداد 1884 شهید گلگون کفن را تقدیم اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران کرده است.

به مناسبت فرارسیدن سالروز آزاد سازی خرمشهر و عملیات غروزآفرین بیت المقدس، با سرهنگ پاسدار و بازنشسته غلامحسین نجات بخش از رزمندگان هم استانی که در این عملیات بزرگ حضور داشتند هم صحبت شده ایم و پای خاطرات زیبا و شنیدنی وی نشستیم.

مشروح این گفتگو در ریر آمده است:

بویرخبر: در چه سالی و از کجا به جبهه اعزام شدید؟

نجات بخش: با توجه به اینکه استان کهگیلویه و بویراحمد در آن زمان یعنی در سال 65 یگان مستقل نداشتیم  به صورت پراکنده در یگان های مختلف سپاه انجام وظیفه می کردیم از جمله در لشکرهای فجر  فارس، تیپ احمد بن موسی، شاهچراغ همچنین لشکر چهارده امام حسین ع در عملیات بیت المقدس حضور داشتند و در عملیات تشکیلات بسیار منسجمی داشتیم.

 زمستان 60 بود که وارد منطقه شدیم و برای عملیات آماده شدیم، زمستان 60 عملیات فتح المبین شروع شد  که فرماندهی عملیات بر عهده شهید هرمز پور بود و بعد از آن به شهر برگشتم و مدتی را استراحت کردم و بعد دوباره برای عملیات الی  بیت المقدس اعزام شدیم که این عملیات منجر به آزادسازی خرمشهر شد.

بویرخبر: عملیات آزادسازی خرمشهر از کجا آغاز شد و چند روز طول کشید؟

نجات بخش: هر کاری که باشد نیاز به مقدماتی دارد انسان خرید هم که می خواهد برود باید از قبل اطلاعاتی داشته باشد این عملیات از زمان عملیات فتح المبین، شناسایی و کار بر روی شهر خرمشهرآغاز شد که یگان های های مختلفی از سراسر ایران همراه با ارتش و سپاه در آن منطقه سازماندهی شدند در قالب قرارگاه های فتح و فجر که کلیه این افراد ساماندهی شدند و در نتیجه از خود شهر اهواز که  تا خرمشهر که 110 کیلومتر است عملیات برای آزادسازی شهر آغاز شد.

عراقی ها تا 5 کیلومتری شهر اهواز آمده بودند حتی تا جایی که تیر مستقیمشان به شهر اهواز اصابت می کرد پس عملیات آزادسازی  110 کیلومتر قبل از خرمشهر آغاز شد طرح هایی سپاه پاسداران به فرماندهی شهید باقری داده بود و طرح هایی از طرف ارتش توسط فرماندهان ارتش ارایه شده بود.

ارتش از سمت سوسنگرد و هویزه  خودشان را به جوفیر و خرمشهر رساندند  سپاه نیز از پس از عبور از کارون وارد جاده اهواز خرمشهر شد و در نتیجه به خرمشهر رسید.

 

بویرخبر: مراحل عملیات بیت المقدس را بفرمایید؟

نجات بخش: عملیات نهایتا در تاریخ 10 اردیبشهت اغاز شد و روز سوم خرداد پایان عملیات بود یعنی طی چهار محله عملیات و 110 کیلومتر مسیر را طی کردن که ابتدا از کارون گذشتند و یک جای پا در آن طرف کارون یعنی جاده خرمشهر و اهواز باز کردند و بعد از آن مرحله دوم عملیات به سمت شهر هویزه بود و شهر هویزه یادمان شهید علم الهدا بود که تا آن زمان پیکر آنها  بر روی زمین های سرد زمستان و گرم تابستان رها شده بود در عملیات نصر بعد از 18 ماه  شناسایی شدند و بنا بر خواسته خانواده هایشان همان جا اکثرا دفن شدند.

 شهر هویزه و پادگان حمید که پادگان سوق جیشی است در مرحله دوم عملیات اغاز شد و مرحله سوم ادامه مسیرتا منطقه حسینیه بود که در آنجا عملیات چند روزی متوقف شد، جنگ بود و آتش دشمن نیز تمام توانش را گذاشته بود که خرمشهر را برای خودش نگه دارد چون که منطقه خرمشهر از نظر ژئوپلوتیک خیلی مهم است در تاریخ چهار بار شهر خرمشهر دست بیگانه ها افتاد.

جنگ جهانی اول و دوم، یک بار انگلیسی ها و یک بار نیز صدامی ها گرفته بود پس حائز اهمیت است این بار آمده بودند انقلاب را نابود کنند اگر نشد هم خرمشهر را در چنگ نگه دارند تا اینکه مرحله سوم آغاز شد و در مرحله چهارم ضربه نهایی و در تاریخ سوم خرداد 61 بر پیکر صدامیان در خرمشهر وارد شد خرمشهری که عراقی ها آن را به دژ بسیار محکم تبدیل کرده بودند.

بویرخبر: چه چیزی باعث پیروزی در این عملیات و فتح خرمهشر شد؟

نجات بخش: آن زمان ما در محاصره اقتصادی بودیم و سلاحی به ما نمی دادند اما دراینجا یاری و عنایت خداوند باعث پیروزی ما شد همان گونه که امام فرمودند خرمشهر را خدا آزاد کرد حالا از این شکست در شهر خرمشهر برای ما عایدات زیادی داشت و برای دشمن ضربه سنگینی بود چون ما در محاصره اقتصادی بودیم و به ما سلاح و دیگر مهمات داده نمی شد اما در این عملیات ما به اندازه سه سال سلاح و مهماتی که در دیگر جبهه های شمالی و جنوبی استفاده کنیم عراقی ها در خرمشهرها برای ما جا گذاشتند.

 

بویرخبر: چه تعداد از دشمن در خرمشهر کشته و اسیر شدند؟

نجات بخش: ما 19 هزار و 700 نفر فقط اسیر در خرمشهر گرفتیم و بیش از 14 هزار کشته و زخمی از دشمن باقی ماند، تعداد 700 اسلحه سبک ، انبارهای دست نخورده و پلمپ، و دیگر مهمات در این شهر انبار شده بود با عنایت خدا سه سال آذوقه مهمات ما در خرمشهر تامین شده بود.

بویرخبر: چند سال داشتید که در جبهه  شرکت کردید؟

نجات بخش: در هفتمین روز شروع جنگ وارد جبهه شدم یعنی 16 سال داشتم تاریخ 7 مهر 59 بود همراه دیگر رزمندگان به کردستان ورود کردیم هنوز سپاه خیلی شکل نگرفته بود و ما را به ارتش فرستادند شهید ارجمند شهید رضایی نیز بودند که به سنندج فرستادند با اشرار درگیری داشتیم و مشغول مبارزه شدیم.

 

بویرخبر: از همرزمان شهیدتان که همیشه به یادشان هستند می توانید نام ببرید؟

نجات بخش: فراوان هستند، درعملیات فتح المبین روزی که زیر گوش شهید مرشدی اصل اصابت کرد تا موقعی که به شانه من خورد زمین افتاد همیشه صدای آن گلوله را در گوشم احساس می کنم صدای ترکیدن جمجه ایشان را همیشه در گوشم می شنوم.

و دیگر دوستانی که همراه و همرزم ما بودند شهید رضایی که شجاعانه و دلیرانه اسلحه را برداشت و موضع تیربارچی عراقی ها و سنگر ار پی جی آنها را منهدم کرد و وقتی قصد داشت تانکی دیگر از عراقی ها را منهدم کند توسط تک تیراندازی که بر روی تانک قرار داشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت و شهید شد.

بویرخبر: خاطره به یادماندنی در عملیات بیت المقدس دارید؟

نجات بخش: درعملیات بیت المقدس، ما در قالب گروه امام سجاد ع استان فارس سازماندهی شده بودیم  فرمانده گردانی داشتیم که اکنون قطع عضو است و جانشینی به اسم سید عبدالحمید حسینی داشت که در تشییع جنازه ایشان نیز رمز و راز های فراوانی وجود دارد بعد از عملیات به شیراز رفتم تا روی قبرش نگهبان گذاشتند بعد سوال کردم که جریان چیست، ما در کنار هم و با هم بودیم چرا نگهبان گذاشتید روی قبرش؟خانواده اش گفتند ایشان وصیت کرده اند من را شبانه دفن کنند و تنها با حضور خانواده خودم باشند وقتی بردند  او را در دارالرحمه شیراز دفن کنند نوری همراه با جنازه به سمت قبرستان حرکت می کنند و عده ای متوجه شده بودند و به خاطر این مردم از خاک آن نیز برای زیاد می بردند.

 

بویرخبر: از دلاوری های رزمندگان استان بگویید؟

نجات بخش: در آن عملیات خیلی از بچه های استان سازماندهی شدند،با شروع عملیات بیت المقدس یک عملیات انحرافی انجام شد که دشمن را به سمت استان العمار عراق بکشاند وقتی که ما وارد عراق شدیم که سختی های خاص خودش را داشت، انسان در برف که راه می رود زانوهایش خسته می شود خصوصا وقتی وسایلی نیز همراه داشته باشیم به سختی در این شن زارها خودمان را به دشمن رساندیم.

وقتی رسیدیم وارد خط دو و سه شدیم دستور عقب نشینی داده شد که بر گردید ما نیز برگشتیم  دو نفر از رزمندگان دو تا از نفربرهای عراقی ها را برداشتند هنوز هوا روشن نشده بود که به خط اول دشمن رسیدیم در این منطقه درگیر شدیم و تن به تن جنگیدیم تعدادی زیادی از عراقی ها را اسیر کردیم چند نفر از شیرمردان که اسم پیرمرد بر انها نمی گذارم با ما بودند  که نقش محوریت مدیریت و پدرانه برای گردان داشتند.

بعد از اینکه جنگ تن به تن بود متوجه شدم یکی از این شیرمردان نیست نگاه که کردم تا در ورودی یکی از سنگرها نشسته است و به سمتش رفتم و صدا کردم حاجی (یک کلاه سبز بندی بر سر داشت) داشت با عراقی ها با لهجه لری  صحبت می کرد، چون تفنگ ها گاهی گیر می کردند وقتی گرد و خاک باشد و باید تمیز شوند من به بهانه سلاح به سمتش رفتم  دیدم  در سنگر عراقی ها نشسته 8 تا عراقی هم در سنگر هستند و دارد با لهجی لری میگه "نییی ککایل ایمانه" عراقی ها متوجه نشدند بار دوم با صدای بلند همین جمله را تکرار کرد بار سوم نیز با صدای بلند تر گفت مگه با شما نیستم،  اینها رو اورد بیرون و به یک رزمنده دیگر مال منطقه فارس دادیم در همین حین عراقی که می خواست حرکتی انجام دهد یک تیری از اسلحه شلیک کرد که خوشبختانه گیر کرد و شلیک نشد.

انتهای پیام/د

نظرات کاربران

نظرخواهی

مطالبه شما از رئیس جمهور منتخب دوازدهم