تازه های سایت

13. بهمن 1395 - 8:21
صبح گاه سی دی ماه و آنگاه که اولین ماه زمستان آماده رفتن می شد ناگاه یک حادثه در مرکز تهران به یک فاجعه سپس به یک تراژدی تبدیل شد.

به گزارش بویرخبر،سید محسن اسدی در یادداشتی نوشت: ساختمانی که روزگاری بلندترین ساختمان ایران قلمداد می شد به یک باره کرنش کرد و خود را تسلیم آتشی دید که به جانش رخنه کرده بود.

خبرها خیلی سریعتر از فاجعه زلزله بم به سراسر ایران مخابره می شود. دلهره ، تپش قلب ، یأس و امید ...

ناگهان ساختمان ۴۳ ساله پلاسکو مرکز ثقل قلب های ایرانیان می شود. دنیا نیز خبر این فاجعه را دریافت میکند.

یک ساختمان که هزاران نفر را همزمان در خود جا می دهد با تلاش قهرمانان بی ادعای ملی - آتش نشانان فداکار- تخلیه می شود.

اسطوره های استقامت و شجاعت خود به دل آتش می زنند که نکند لحظه ای دیرتر آتش خاموش شود و نکند جسم هم وطنی به گرمای سوزنده آتش اذیت شود.

آتش ، آب ، آتش نشان ، صدا ، هیجان ، وحشت ، سکوت و سکوت و خاموشی چشمان عزیرانمان...

ساختمان پلاسکو دیگر لباسی به تن ندارد و دیگر پلاسکو تن هیچ ایرانی را نمی پوشاند.

آنگاه که همه ایران مبهوت حادثه فاجعه بار پلاسکو بود ، سیاسیون بی اخلاق ، تنگ نظر و فرصت طلب به جان یک دیگر افتادند.

منظورم همانهایی هستند  که در ظاهر به یاد آتش نشانان فداکار و کسبه مغموم و زیان دیده پلاسکو بودند اما !!!اما از پلاسکو ، پاستور را در نظر داشتند.

لحظات اولیه که خبرگزاری ها و شبکه های مجازی ملت را به خاطر حضورشان در صحنه به سخره گرفتند ، آن چیزی که قلبمان را به درد می آورد حضور معنادار و ظاهر ساز برخی چهره های سیاسی بود.

پلاسکو تبدیل به مقتولی شده بود که هرکس قتلش را به گردن دیگری می انداخت.

نگارنده بر این باور است هرچند ،  تمام مسئولینی که بر پیکر بی جان و سرشکسته پلاسکو حاضر شده اند وظیفه داشته اند و مطابق وکالتی که مردم مستقیم و غیر مستقیم به آنان دادند باید خدمتگزار مردم باشند اما نوع حرف ها و نقل قول ها و حرکاتشان نشان می داد باز هم بازی سیاست را به زمینی دیگر و این بار  پلاسکو کشانده اند.

آن جایی که در مصاحبه و حضور از همدیگر سبقت می گرفتند تا مبادا لحظه ای از چشم مردم دور بمانند.

آنان به این حساب که نیمه اول سال ۹۶ از مزرعه پلاسکو ، محصولی درو کنند بسیاری از اخلاقیات را زیر پا گذاشته و یک سره و بدون فوت زمان به جلو می شتافتند.

از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه

اعتقاد بنده بر این است که کاندیداها و جناح های مختلف حاضر در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این صحنه را به بهترین صحنه زورآزمایی برای خود انتخاب کردند و شاید آینده جناحشان را به آتش نشانانی که زیر آواری از سنگ و آهمن و آتش جان دادند مهمتر دیدند.

ای کاش وقتی فاجعه ای رخ میدهد به جای مدیریت سیاسی ذهن ها به مدیریت بحران بپردازیم تا شاید مرهمی بر زخم های رنج دیدگان باشیم نه نمکی بر زخمشان.

پلاسکو که رفت و دیگر نیست اما یادمان باشد پاستور را به قیمت بی اعتنایی به جان آتش نشانان و ضرر های میلیاردی کسبه و کارگران نخریم که سخت در اشتباهیم.

به زودی خواهید دید بازی کی بود کی بود من نبودم در ریشه یابی پلاسکو و فاجعه غم بارش نشان داده می شود.

توصیه بنده به همه خدمتگزاران واقعی این ملت این است که به جای مقصر جلوه دادن یکدیگر به بررسی علل و ریشه یابی آن بپردازند تا دیگر شاهد چنین صحنه های سراسر ماتم و غم نباشیم.

 

انتهای پیام/

نظرات کاربران

نظرخواهی

مطالبه شما از رئیس جمهور منتخب دوازدهم