تازه های سایت

14. آبان 1393 - 13:43
چهاردهم رمضان بر اساس تقويم اسلامي سالروز شهادت مختار است، شخصيتي که به خونخواهي امام حسين(ع) و يارانش پرداخت و پس از طي زماني بسيار، عاملان حادثه کربلا را به هلاکت رساند

به گزارش بویرخبر، مختاربن ابوعبید ثقفی دقیقا در سال اول هجرت بدنیا آمد!

- لقب او کیسان بود و بعضی او را اهل فرقه کیسانیه می دانند علت را هم حمایت او از محمدبن حنفیه فرزند حضرت امیر(ع) می دانند حال آنکه فرقه کیسانیه بعد از مرگ محمدبن حنفیه شکل گرفت و مختار قبل از محمدبن حنفیه از دنیا رفت!

- بعضی هم می گویند علت این لقب آن است که حضرت امیر در طفولیت مختار، روزی او را روی زانو گذاشت و نوازش کرد و به او گفت: یا کیّس یا کیّس" و اینکه دوبار کیّس را به زبان آورد وجه تثنیه آن نیز (کیسان) لقب مختار شد.( کیس به معنای زیرک است)

- پدر مختار، ابوعبید بن مسعود سقفی بود. 4 روز بعد از خلافت عمر وی دستور اعزام نیرو به سر حدات ایران را صادر کرد و اولین کسی که داوطلب شد همین ابوعبید پدر مختار بود که بعدا فرماندهی سپاه اسلام را نیز به عهده او گذاشتند.

- پدر و دو برادر مختار در جنگ با ایران در روزی که به یوم الجسر معروف است کشته شدند و مختار که در آن زمان 13 سال داشت تحت تکفل عمویش سعد ثقفی در آمد.

- نقل شده است که مادر مختار وقتی او را حامله بود در خواب دید که بشارت پسری شجاع را به او می دهند او همچنین بعد از تولد مختار خوابی مشابه در مورد او دید.

- عموی مختار از طرف حضرت امیر (ع) فرماندار مداین شد و تا زمان امام حسن(ع) بر این سمت بود. او همچنین یکی از فرماندهان سپاه امیرالمومنین در جنگ صفین بود. مختار نیز به همراه عمویش به مداین رفت.

- گفته می شود که وقتی صلح بر امام حسن تحمیل شد. و به ایشان در ساباط سوء قصد صورت گرفت گفت من را به خانه سعد ثقفی(عموی مختار) ببرید. و در آنجا مختار به عمویش پیشنهاد کرد که امام حسن (ع) را تحویل معاویه دهند و از این راه پول و مقامی بدست آورند.

- بعضی می گویند علت این پیشنهاد مختار این بود که بسیاری از سرداران امام حسن(ع)به او خیانت کرده بودند و او بدینوسیله می خواست عمویش را امتحان کند تا اگر خطری امام را تهدید می کند جان حضرت را نجات دهد.

- عموی مختار در جواب این پیشنهاد با قاطعیت و تندی به مختار می گوید:" قبّح الله فی رأیک" و وقتی او را سرزنش می کند آنچنان که در اعیان الشیعه آمده است مختار در جواب می گوید:" قصد جدی نداشتم فقط می خواستم شما را امتحان کنم!"

- مختار خواهری داشت به نام صفیه که این خواهر بعدا با عبدالله ابن عمر پسر خلیفه دوم ازدواج کرد. و همین عبدالله بواسطه احترامی که عرب برای او قائل بودند دو بار باعث ازادی مختار از زندان شد.

- وقتی که مسلم ابن عقیل به کوفه رفت مختار او را به خانه خویش برد اما بعدا بخاطر در خطر بودن جان مسلم وی به خانه هانی بن عروةنقل مکان کرد. و مختار بخاطر همکاری با مسلم به زندان افتاد.

- مختار دو بار به زندان ابن زیاد افتاد یک بار مصادف با حادثه عاشورا و یک بار مصادف با قیام توابین. میثم تمّار یار صدیق حضرت امیر(ع) هم با او در زندان بود.و ابن زیاد هر دو را به اعدام محکوم کرده بود. که میثم اعدام شد و مختار با وساطت عبدالله بن عمر آزاد شد.

- آنچنان که ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه گفته است وقتی مختار در زندان بود میثم تمّار خطاب به وی چنین گفت:" تو از زندان ازاد خواهی شد و به خون خواهی حسین(ع) قیام خواهی کرد و این جباری که اکنون در زندان او هستیم(ابن زیاد) بوسیله تو کشته خواهد شد. تو با همین پاهایت سر و صورت او را لگد مال خواهی کرد. " جالب آنکه این اتفاقات حادث شد.

- امام سجاد(ع) یک بار در حق مختار دعا کرد و آن هنگامی بود که وی سر ابن زیاد و عمر سعد را برای حضرت به مدینه فرستاد. و امام برای او اینگونه دعا کرد:" الحمدلله الذی ادرک لی ثاری من اعدائی و جزی الله المختار خیراً"

 

مختار زماني که ابن زياد مسلم را دستگير و به قتل رساند، در کوفه نبود. وقتي به کوفه وارد شد به دست عمال عمرو بن حريث دستگير شد.

 

در تمام مدتي که واقعه کربلا رخ داده ، در زندان بود تا اينکه بعدها با وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد و مجبور به سفر به طائف شد.

 

وي يک سال در طائف سکونت داشت.در آن زمان، عبدالله بن زبير حاکم مکه بود. پس از بازگشت مختار به مکه، ابن زبير او را دعوت به همکاري کرد. او نيز با گرفتن تعهد مبني بر اينکه در کارها او را شريک خويش قرار دهد با او بيعت کرد.

 

در جريان محاصره مکه توسط سپاه اموي، مختار نيز در کنار ديگران بشدت از حرم الهي دفاع کرد. پس از پايان محاصره، مختار به کوفه بازگشت. در اين زمان کوفه به دست طرفداران عبدالله بن زبير افتاده بود.

 

ورود او به کوفه مصادف با آمادگي توابين براي خروج از شهر بود. مختار نمي توانست در مقابل سران توابين قد علم کند. به همين جهت صبر کرد تا عاقبت کار توابين مشخص شود.

پس از خروج توابين از شهر، قاتلين امام حسين (ع) که از ناحيه مختار هراس زيادي داشتند، حاکم زبيري کوفه را وادار کردند  مختار را زنداني کند. مختار دوباره زنداني شد، اما پس از مدتي با شفاعت عبدلله بن عمر نزد ابن زبير آزاد شد.
 

وي پنهاني مشغول آماده کردن قيام خود گشت و از بازماندگان توابين خواست آماده باشند. او آن را به کتاب خدا، سنت رسول، انتقام خون اهل بيت، دفاع از ضعفا و جهاد با کساني که حرام اسلام را حلال کرده اند، دعوت مي کرد.

 

مختار شيعيان را در محلهاي خاصي گرد هم مي آورد و خود را به عنوان نماينده محمد بن حنفيه مطرح مي ساخت. گروهي از شيعيان نزد محمد بن حنيفه در مدينه رفتند و از او در اين باره پرسيدند. محمد بن حنيفه نيز به صورت سر بسته و مبهم از مختار حمايت کرد، يعني گفت: من دوست دارم تا خدا به دست هر کسي که خود از بندگانش مي خواهد، انتقام ما را بگيرد.

 

اما اين سخنان به صورت حمايت رسمي محمد بن حنفيه از مختار در ميان شيعيان منتشر و موجب شد تا شيعيان زيادي به وي بپيوندند. مختار در پي افراد نيرومند و پر نفوذي بود که بتواند پايگاه خود را مستحکم کند.

 

از جمله آنان ابراهيم بن اشتر، فرزند مالک اشتر بود که توانست او را به سوي خود جلب کند.

بالاخره در شب چهاردهم ربيع الاول سال 66 شورشي آغاز گشت. دسته هاي سپاهيان او در شهر مي گشتند تا هر که مي خواهد به آنان ملحق شود. در جريان تسخير شهر کوفه توسط نيروهاي مختار، درگيري هاي متعددي رخ داد.

 

سرانجام کوفه بدست مختار افتاد و عبدالله بن مطيع حاکم زبيري مخفيانه از شهر خارج شد. وي با مردم شهر به عنوان امير آنها بيعت کرد.اما اشراف کوفه که از مختار هراس داشتند دست به قيام زدند، که قيامشان سرکوب شد.

 

 

پس از اين جريان مختار مأموريت اصلي خود يعني کشتن قاتلين امام حسين(ع) را آغاز کرد. وي اعلام کرد: هر کس در خانه خويش را به روي خود ببندد، امنيت خواهد داشت، مگر کسي که در ريختن خون فرزندان پيامبر مشارکت داشته باشد.

 

بسياري از اشراف که در ماجراي کربلا دست داشتند به سمت بصره فرار کردند.

 

اما ياران مختار بسياري از آنان را دستگير کرده و نزد مختار مي آوردند. تعداد تخميني کساني که به جرم شرکت در حادثه کربلا کشته شدند، حدود سه هزار نفر ذکر شده است.  از جمله اين افراد شمر بن ذي الجوشن، حرمله و عمر بن سعد هستند.

 

بعد از اين وقايع، مختار سپاهي را به سمت مدينه فرستاد تا مدينه را از تسلط عبدالله بن زبير، خارج ساخته و به اين ترتيب زمينه را براي حاکميت شيعي بر حجاز آماده کند. اما اين سپاه شکست خورد.

 

مختار حتي نامه اي هم به محمد بن حنفيه نوشت که در آن هدفش را تصرف بلاد براي حاکميت او ذکر کرده و از او خواست تا سپاهي را به سوي مدينه گسيل کند. اما محمد بن حنفيه با تمجيد از او و نيتش، آنرا نپذيرفت.

 

... پس از اينکه ابن مطيع، مصعب را براي جنگ با مختار تحريک کرد، ابراهيم بن مالک اشتر(رحمه الله) آنها را شکست داد.

 

عبدالله بن مطيع کشته شد و مصعب به بصره فرار و به حکومت آنجا قناعت کرد، ولى افزايش قدرت روزافزون مختار از طرفى و تحريک فراريان کوفه نيز از طرف ديگر مصعب را بر آن داشت تا با لشکرى عظيم براي سرکوبى مختار به سوى کوفه حرکت کند.

 

مختار در مسجد جامع کوفه منبر رفت و مردم را به جنگ با مصعب دعوت  کرد، ولى مردم بي وفاى کوفه که شنيدند مصعب با لشکرى فراوان به طرف مختار مى آيد از يارى او خودارى کردند.

 

در آن زمان ابراهيم بن اشتر نيز در موصل از طرف مختار امارت داشت و از حرکت مصعب بى اطلاع بود. مختار با ياران خود از کوفه خارج شد و در برابر لشکر مصعب ايستاد، جنگ آغاز شد، در ابتدا از لشکر مصعب گروهى کشته شدند ولى سستى کوفيان، مجال تجديد نفس به لشکر مصعب داد.

 

آنان حمله شديدى کرده و لشکر مختار را عقب زدند که باعث شد در نهايت مختار در چهاردهم رمضان سال 67 هجرى قمرى در سن 67 سالگى کشته شود، سرش را از تنش جدا کردند و پيش مصعب به دارالاماره بردند.
محل دفن مختار کوفه است.

 

 

نظرات کاربران

نظرخواهی

آیا از خدمات شهرداری یاسوج برای ایام عید رضایت دارد؟!